و عشق... و عشق، صداي خرد شدن برگهايي خشک است در زير پاهاي خسته ی رهگذري که ميداند نميرسد اما همچنان ميرود... نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 13:59 توسط ساکن کوچه 13| |